الطاف خفيه

در باره لطف و عنایت الهی در هشت سال دفاع مقدس ملت ایران

عروسی خوبان
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ مهر ۱۳۸٥  
یادش بخیر
فیلمی بود که آقای مخملباف
با اون به نقد پشت جبهه پرداخت
دل خیلی ها رو شاد کرد
دیدن دوباره اش طاقت میخواد
من که ندارم

کلمات کلیدی:
 
دشمن ستيزی بخاطر خدا
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ مهر ۱۳۸٥  

خوبان رزمنده
حتی با دشمنانشان مهربان بودند
بر اسیران رحمت بودند
بعضی به کوچکترین یادی از دوستان شهیدانشان
سودای حد شکستن داشتند
ولی خوبان رزمنده
با چشمی اشکبار
لبخند بر لب
همه ی خویش را
برای رفیق اعلا
پیشکش میکردند
نه فقط جسم
روح
عمل
خشم
خشنودی
همه چیز
به همین دلیل با دشمنان کینه نداشتند. با هیچکس کینه نداشتند. خشم شان انقلابی و سیاسی و نژادی و ... بین خودی و غیر خودی نبود. کینه نداشتند. عصبییت نداشتند و غیرتشان به حرمت و احترام بر میگشت.
جز خدا و خدایی ها چیزی مقدس و رنگ تقدس نداشت. فرق بین رنگ تقدس و اصل تقدس رو می دانستند. نه به علم مدرسه. که با نوری که عمل خالص در دلشان بارور می ساخت و همان علم واقعی است.
تفاوت چنین دشمن ستیزی با دشمن ستیزی های جاهلانه اظهر من الشمس است.


کلمات کلیدی:
 
فقط بخاطر خدا
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ مهر ۱۳۸٥  

رزمندگان اسلام عنوانی منتخب و  برازنده کسانی بود که با عشق به خوبی ها به جبهه میرفتند. نه بخاطر این کس و آن کس. یا حتی ناموس و مردم و کشور و پرچم و زمین.. و نه حتی پیروزی که بزرگترین هدف هر جنگی است.  بخاطر همه اینها بود ولی نه بالاستقلال. برای خدا رفتند. برای خوب ترین خوبها. برای چیزی که وقتی برای آن میروند همه چیزهای دیگر معنای درست خودشون رو پیدا میکردند و وقتی بخاطر اون نمیرفتند همه چیز ولو پیروزی بی ارزش بود.
همون موقع وقتی رزمندگان در مصاحبه ها و وصیت نامه هاشون میگفتند ما برای خدا آمده ایم نه کشور و پیروزی و غیره ... کسایی که منطق آنها را درک نمیکردند مسخره شان میکردند.
راهنمای رزمندگان در سلوک شان تنها امام بود. او که چون چراغ راهنما بی آنکه خود مهم باشد تنها نشانه بود بسوی رستگاری خدا.
احترام به منطق های ندیده و نشنیده بخشی از مراتب انسانی است.


کلمات کلیدی:
 
شيخ حسين انصاريان
ساعت ٤:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ۱۳۸٥  


آقای انصاریان از بهترین سخنرانان زمان جنگ هستند که هنوز هم صحبتهای دلنشین شان نقل بسیاری از مجالس است.
نگاه خوبی محور و عرفانی و بویژه عملگرایانه و ساده اش الهام بخش بسیاری از رزمندگان در جهاد مقدس بود.
نزدیک شدن به خدا از طریق محبت به او و در نتیجه گناه نکردن.
گناه نکردن برای نزدیک شدن به خدا و محبت پیدا کردن به او.
اول تخم مرغ یا اول مرغ؟!


کلمات کلیدی:
 
بسيج مدرسه ی عشق
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٥  

یادم نیست که این عبارت رو امام گفتند یا آقای مهندس موسوی. در دهه ی ۶۰ که جنگ تحمیلی همه ارکان اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور را تحت تاثیر قرار داده بود٬ جنگ در راس امور قرار گرفت و مردم به آن خو کرده بودند.
هر روز شهیدانی در جایی تشییع میشدند. بیمارستانها مملو از مجروحین بود و ستاد معراج شهدا تحویل اجساد شهدا را به خانواده ها دنبال میکرد.
مثل امروز سیستم های اطلاع رسانی نبود و مردم در پی عزیزانشان از بیمارستان و ستاد معراج شهدا و مزار شهدای گمنام و فهرست اسرای ثبت نام شده توسط صلیب سرخ و خلاصه همه جا را میگشتند. ولی در میان همه ی این رنجها شادی ناشی از همگرایی در بین مردم موج میزد. در مدارس دختران و پسران برای رزمندگان نامه مینوشتند. از آرزوهایشان میگفتند. رزمندگانی که این نامه ها را میخواندند گاهی خیلی خجالت میکشیدند و سعی میکردند خود را به استانداردهای یک ابر انسان برسانند. بر خود سخت می گرفتند نه بر دیگران.
بسیجی در آن زمان کسی بود که اگر در جبهه نبود در پشت جبهه شبها به خیابان می آمد تا از هرج و مرج و سوء استفاده ناشی از خلا حضور جوانان جلوگیری کند.
بسیجی بودن بالاترین افتخار بود چرا که بالاترین سطح ایثار نزد بسیجی ها بود. پاسداران سپاه و نظامیان ارتش و  کادر ژاندارمری و کمیته های انقلاب و امثالهم یک طرف و ملت به نمایندگی بسیج طرف دیگر. وقتی بسیجی به جبهه میرفت٬ عمیق ترین لایه های احساسی و عاطفی مردم به جبهه میرفتند. و وقتی باز میگشت با خودش تواضع و اخلاق و حرمت می آورد.
==============
نمیدانم امروز هم بسیج مدرسه ی عشق است یا نه. از آنانی که میدانند باید پرسید.


کلمات کلیدی:
 
طلوع زيبا
ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٥  

در میان موانع نظامی متعدد٬ طلوع خورشید همچنان نافذ است:



طلوع خلیج فارس از فاو

کلمات کلیدی:
 
شعری عجيب و آموزنده
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٥  


It's the heart afraid of breaking
that never learns to dance
It's the dream afraid of waking that never takes the chance
It's the one who won't be taken
who cannot seem to give
and the soul afraid of dying that never learns to live

(بتی میدلر )

واقعا یاد رزمندگان می افتم. از مرگ نمی ترسیدند و شاید به همین دلیل آموختند چگونه زندگی کردن را.


کلمات کلیدی:
 
دلشادی ياران
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٥  
یاران چه غریبانه
رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما
هم سوخته پروانه

بشکسته صبوحامان
خون است به دلهامان
فریاد و فغان دارد
دردی کش میخانه

هر سو نظر اندازی
صد خاطره می سازی
زانها که سفر کردند
دلشاد از این خانه
کلمات کلیدی:
 
خنده
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ۱۳۸٥  


خندیدن و شادی بخصوص در شبهای عملیات که بیشترین خطرات در پیش بود٬ جزء لاینفک زندگی در جبهه بود. این شادی بیشتر در دل کسانی بود که داوطلبانه به جبهه آمده بودند. کسانی که میتوانستند نیایند ولی آمده بودند.
این خنده و لبخند بر لب شهدای زیادی به هنگام شهادت نقش بست. چرا؟‌ چون آنان مرگ را نابودی نمیدانستند. ایمان به آخرت بخش لاینفک روحیه ی شادی بخش رزمندگان بود.


کلمات کلیدی:
 
اميد
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٥  

امید به آینده ی روشن از ثمرات دفاع مقدس بود. شهادت یا پیروزی بر دشمنی که ارزش داشت مبارزه با آن. دشمنی که همه ی دنیای مستکبران پشت سرش قرار داشتند و در برابر مردمی مظلوم که جوانانش با کمترین امکانات٬ امیدوارانه می جنگیدند.

کلمات کلیدی:
 
صفات انسانی
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٥  

دفاع مقدس بستر ظهور بزرگترین ارزشهای انسانی برای مردم ما بود. هجرتی فردی و اجتماعی بود. صفات ارزشمندی چون شجاعت٬ محبت٬ فداکاری٬ امید٬ خودباوری٬ استقلال٬ آزادیخواهی٬ در کشتزار ناخواسته ی جنگ و بحرانهای مرتبط با آن رشد کردند.

کلمات کلیدی:
 
يادبود دفاع مقدس
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳۸٥  

دو روز پیش مراسمی برای بزرگداشت دفاع مقدس در باشگاه وبلاگنویسان تهران شرکت کردم. مجلس خوبی بود. مثل هر چیز دیگه توی این دنیا خوبی هایی داشت و بدی هایی. خوبی ها به جهت خاصیتشون که غلبه دارن بر بدیها ٬ اینجا نیز بر بدی چیره بودند و جای تشکر داره از کسانی که زحمت مجلس رو کشیدند.
چند تا اشکال اساسی هم داشت:
۱. سخنرانی مدعو که ظاهرا مدت زیادی را (شاید همان زمان دفاع مقدس رو) حدود ۲۰ سال یا بیشتر رو انگار خارج از کشور بوده و حالا مشاور رئیس سازمان صدا و سیما است هیچ ربطی به دفاع مقدس نداشت. تلاش من برای درک ربط آن با منطق و شان جلسه یا خیلی چیزهای متعارف دیگه جواب نداد. احتمالا اشکال از ذهن بنده بود.


قدیما خانواده های شهدا خودشون رو پشت سر بقیه قایم میکردند. اینجا نیز احتمالا بودند کسانی که ساکت و آروم یه گوشه ای نشسته بودند و از خویشان و دوستان شهیدشان یا زخم های جانبازشان یاد میکردند.


کلمات کلیدی:
 
سلامی به رسم ارادت
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳۸٥  

ارادت به دفاع مقدس از چه برخاسته؟ از مشقت و سختی و فجایعی که در آن بر سر مردم ما آمد؟ از مصائبی که تا کنون گریبانمان را کم و بیش گرفته است؟ یا ....
امام خمینی در همان زمان جنگ فرمودند که جنگ از الطاف خفیه الهی است. از مشکلات و میراث و میراث خواری جنگ بسیار گفته اند و میگویند. بیاییم از لطافتها و زیبایی های جنگ بگوییم. از شوخی هایی که از سوی خشکه مقدسها ناخالصی تفسیر میشد و زمانی که شوخ ها رفتند و آن مقدس نماها ماندند افسرده تر شدند.
از پیروزی ها و شادی های مردم بگیم. از معامله ی سراپا سودی که مردم بخصوص جوانان با خدا کردند و خلاصه از هر چه خوبی در جنگ بود بگیم. چیزهایی که هیچگاه یک جنگ را خوب نخواهد کرد ولی دفاع را مشروع و مقبول و حتی لذت بخش میکند.
منطقی که اصحاب دنیا نفهمیدند و نخواهند فهمید.
لبخند های خونین و گریه های شوق فراموش نخواهد شد ....


کلمات کلیدی: