الطاف خفيه

در باره لطف و عنایت الهی در هشت سال دفاع مقدس ملت ایران

سلسله مراتب
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ آذر ۱۳۸٥  

سلسله مراتب در جبهه ها یه جورایی فرق داشت. حتی بین بسیجی های جبهه با بسیجی های پشت جبهه فرق بود.
وقتی کسی به جبهه میرفت در شرایط هجرت قرار میگرفت. ناخودآگاه بروز پیدا میکرد و در شرایط سخت تکلیفش روشن میشد.
برای همین مقیاس درجه ها در جبهه فرق داشت.
بچه های تبلیغات و تدارکات و آموزش عقیدتی با آموزش نظامی ها و بچه های عملیات فرق داشتند. هر چند به ظاهر آموزش عقیدتی ها باید خیلی معنوی تر باشند که شاید هم بودند ولی کسایی که با جهاد و شهادت رابطه مستقیم و عاطفی داشتند حسابشون با کسانی که صرفا رابطه فکری با جهاد داشتند فرق داشت. حتی بچه های عملیات هم حسابشون با هم فرق میکرد. هر جا خطر بیشتر و شهادت محتمل تر بود٬ رزمنده هاش یه جورایی در هاله ی نور بیشتری بودند. البته این هاله نور رو فقط با چشم دل می دیدند نه با چشم سر.
بچه های تخریب گل سرسبد بودند. بچه های اطلاعات و عملیات همینطور. خلاصه درجه های اون موقع فرق داشت.
فرمانده رو از روی لباسش نمیشد شناخت. چون لباسهای مندرس و خاکی در بین رزمنده ها زیاد بود. از تواضع و رفتارش میشد شناخت.
عمر فرماندهی زیاد نبود. فرمانده ها مثل زمان جنگ های صدر اسلام تند تند کشته میشدند. چون جلوتر از همه بودند.
تعداد این فرمانده ها زیاد بود. چون ملاک ها در حین عملیات شجاعت و دیانت و اخلاص  و امثالهم بود. جبهه هم پر بود از این جور آدمها.
فرماندهان ارشد حسابشون فرق میکرد. همینقدر که حرکت فرماندهان میانی رو داشتند و کارهای استراتژیک رو دنبال میکردند و نگاهشان به آینده ها بود جای قدردانی داشت. البته بعضی از فرماندهان ارشد نیز یهو در میرفتند و میزدند به خط و ....
بسیجی ها برای فرماندهان ارزش زیادی قائل بودند. خیلی زیاد.
فرماندهان هم برای بسیجی ها خیلی ارزش قائل بودند.
درجه ها از جنس دست و پا نداشتن و صورت درب و داغون ولی خندان و سرفه های شدید و امثالهم بود. جانبازها رسمی ترین درجه داران و افسران رزمنده بودند.


کلمات کلیدی: